جشن تولد کفشدوزکی عشقم
تو آمدی و عمیق ترین نگاه را از میان چشمان دریایی ات به وصال قلبم نشاندی
الهی جاده زندگیت هموار ... آسمان چشمانت صاف ... و دریای دلت همیشه آرام و زلال
باشد و هیچ وقت از دنیا خسته نباشی
کیارش عزیزم تمام لحظه های عمر منو بابایی بدرقه نفس کشیدن توست!
به دنبال کوچکترین فرصت بودیم تا بزرگترین تبریک را نثار قلب مهربانت کنیم...
"
ورق خوردن برگ سبز دیگری از زندگی ات را تبریک میگوییم!تولدت آذین زندگیمان باد

بالاخره تموم شد....
چند ماه بی خوابی و خستگی ....

عزیزکم من و بابایی خیلی تلاش کردیم تا یه جشنی که لایق تو باشه رو واست بگیریم ...
جا داره همینجا ازت کلییییییییی تشکر کنم!
میگم چرا....
آخه جوجوی من که تو باشی درست 12 روز مونده بود به تولدت و درست اون زمونایی که
منو بابایی سرگرم آماده کردن تدارکات تولدت بودیم مریض شدی شدید.....
(شنیده بودما که اکثر کوچولوها نزدیک تولدشون همچین میشن)
طوری که نصف شب تبت رفته بود رو 41.5 درجه! 
واسه همین تصمیم داشتیم که تولدتو 10 روز دیر تر برگذار کنیم!
از قضای روزگار تولدت مصادف شده بود با میلاد پیغمبر و امام صادق. 
راستش 10 روز طول کشید که خوب شی و من اگه می خواستم که تولدتو روز خودش
بگیرم دقیقا 2 روزفرصت داشتم با اون همه کاری که رو سرم ریخته حسابی تقویتت کنم
تا اون ضعف بدنیت بعد اون بیماری سخت از بین بره... 
از طرفی هم من هم بابایی خیلی مشتاق بودیم تا روز خودش که مصادف با میلاد این دو
عزیز بود تولدتو برگذار کنیم 
واسه همین از صبح تا 11 شب با شما بودم و از 12 شب تا ساعت 4-5 صبح مشغول آماده کردن تزیینات تولدت
شمای نیم وجبی هم کلی از این فرصت به نفع خودت استفاده میکردی طوری که به 11 شب هم رضایت نمی دادی
با این حال روز تولدت به قدری خوش اخلاق و مهربون شده بودی که نگو ....
همش ترسم از این بود که اون روز کلافم کنی... ولی پسر گلم مثل اینکه خودتم فهمیده
بودی که چه جوری زحمات منو بابایی رو جبران کنی... 
الهی مامان قربون پسر عاقل و با فهم و درکش بشه 
اینم بگم که من و بابایی تصمیم گرفته بودیم واست تولد با تم کفشدوزکی بگیریم 
ولی هر چی شهرمون رو زیرو رو کردیم دریغ از این تم! 
واسه همین تصمیم گرفتیم به کمک اینترنت کار تزییناتو خودمون انجام دهیم....
( که کار بسیار وقت گیر و خسته کننده ای بود)
ولی اونقدر دوستت داریم ... اونقدر عاشقتیم ... که واسه خاطر توی جینگیلی
همه این خستگی ها رو با جون و دل به جون خریدیم که شاید در آینده با دیدن عکسهایی
که به یادگار از تولدت گرفتیم لذت ببری و بدونی که چقدر دوستت داشتیم و داریم ....
اینم چند تا عکس از تولدت....
.
.
.
<>
"این فلش راهنمای مهمونای گلمون بود"

"اینم طاق بادکنکی و ریسه هپب برزدی که بابایی کلی واسه درست کردنشون زحمت" کشید

"اینم از ریسه پرچم های کفشدوزکی "

"اینم آذین بندی سقفمونه"

"اینم عدد یک تولد"

"نمای کلی از تزیینات" 


اینم لباس کفشدوزکی پسملی"

"اینم ساعت تولد کفشدوزکی کیارشی "

"اینم برگه یادگاری های کفشدوزکی کیارش"

"اینم کاردو چنگال و لیبل های نوشابه و لیوان و ... کفشدورکی"

"بشقاب ها و دستمال سفره های کفشدوزکی"

"اینا هم کارت های نوش جان و تشکر روی میز"


حالا قسمت خوشمزه برنامه
.
.
.
"تارت قارچ و گوشت"

"پیتزا قیفی"

"سالاد الویه کفشدوزکی"

"کشک بادمجان"

"اینم یه نمای کلی از میز شام "

"میز دسر" ( که شامل ژله آکواریوم-ژله خرده شیشه-وارمر های آب داغ کفشدوزکی-هات چاکلت کفشدوزکی-چای کیسه ای های کفشدوزکی-شکلات های کفشدوزکی-قندهاش کفشدوزکی)

"اینم میز میوه"

"اینم کیک و میز کیک"


"اینم کادوی پسملی که خیلی خوشت اومده بود"


"اینم چند تا عکس از جیگیلی و لباس کفشدوزکیش"





جشن تولد کفشدوزکی عشقم
